السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

32

تفسير هدايت (فارسى)

« اگر كسى از پيامبران دربارهء خدا پرسش مىكرد ، او را به حدّ و به بعض توصيف نمىكرد ، بلكه به افعال و آياتش توصيف مىكرد » . « 8 » در آن هنگام كه موسى گفت : « إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ » ، به اين مطلب اشاره كرد كه آن كس كه به كوشش و جستجوى از روى علم و يقين متوسل نشود ، به ايمان به خدا دست نخواهد يافت ، و اين كه نادانى ايشان نسبت به پروردگارشان برخاستهء از نقصى در خود ايشان است ، چه آنان دريچه‌هاى قلبهاى خود را بسته‌اند تا نور معرفت به آن راه پيدا نكند . [ 25 ] سخن در ميان موسى و فرعون جريان داشت ، و فرعون ناگهان از موسى روى گرداند و اطرافيان خود را طرف خطاب قرار داد ؛ / 33 چرا چنين كرد ؟ آيا بيم آن داشت كه بر او بشورند ، يا چون از سستى برهان خود آگاه شد ، خواستار آن بود كه اينان به پشتيبانى او برخيزند ؟ « قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ - به كسانى كه در پيرامون وى بودند گفت : مگر نمىشنويد ؟ » من از او دربارهء چيزى پرسش مىكنم ، و او در پاسخ من از چيزى ديگر سخن مىگويد ، و در سخن وى نشانه‌اى از استهزا وجود داشت و گويى مىخواست بگويد : حجت او سست است . [ 26 ] و موسى - عليه السلام - به تمسخر او توجهى نكرد و روش استوار خود را در يادآورى از پروردگار و گشودن قيد و بندهاى نادانى از جانهاى ايشان ادامه داد . « قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ - گفت : پروردگار شما و پروردگار پدران گذشتهء شما . » پس او خدايى است كه مىبايستى پدران شما به او تسليم شده باشند ، و بنا بر اين اگر آنان نسبت به او كافر بوده‌اند ، شما حق آن نداريد كه به پدرانتان تسليم

--> ( 8 ) - همان منبع ، ص 49 .